تبليغاتX
روزهای توت فرنگی - مهاجر کانادا - شکرانه
سلام این چند روز اینقدر هوای سوئد خوب بود که ادم احساس می کرد درست وسط بهشته همه جا سبز شده و هوا گرم خورشید دقیقا مستقیم به زمین می تابه و باد ملایمی می وزه که تو رو نوازش می کنه و رد می شه همه جا سبز شده و شکوفه های صورتی روی درختها دارن خودنمایی  می کنن واقعا باید خدا رو شکر کرد بعضی موقع ها یادم می ره که کجا بودم و کجا هستم یادم می ره که باید هزار بار شکر کنم به خاطر همین هوای لطیف و به خاطر همین ارامشی که دارم شدیدا بوی تابستون می یاد اون تابستانهای خوب بچه گی ام خلاصه این که خدا رو واقعا شکر می کنم با وجود تمام مشکلاتی که هست باید بدونم که سلامتی مهم ترین چیز دیروز پشت لب پایین بابایی یه دونه پیدا کردم که به تمام امراض خطرناک دور از جونش ربطش دادم اینقدر ترسیدم که گریان راه افتادم رفتم محل کارش و اون بیچاره هم نزدیک بود غش کنه گرچه که هنوزم می ترسم از این دونه ولی دیروز دیدم اگر تمام ثروت دنیا رو به من بدن یه روز زندگی با سلامتی بابایی و من نمی شه پس از دیروز تصمیم گرفتم که مرتب خدا رو به خاطر تمام نعمتهایی که دارم شکر کنم اول سلامتی و بعد همه چی و هر چی که هست اینجا همون آرزوی دیروزم هست که باید تمام و کمال ازش لذت ببرم خدایا واقعا شکرت به ما و همه اول سلامت و بعد دل خوش عطا کن الهی امین
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:7  توسط ساغر  |