سلامم
این روزهای من بعد از یه سال به فعالیت و کار می گذره و البته درس که یک خط در میون می خونم و سعی می کنم فشار نیارم زیاد این روزها دارم نزدیک می شوم به روز ورودم به سوئد ۲۰ اگوستی ولی دیدم از اون روزها تا این روزها زمین تا اسمون جابجا شده خیلی خدا رو شکر می کنم برای اینکه امدم و برای اینکه موندم و برای اینکه یه سری چیزها رو تحمل کردم حالا می بینم که خیلی چیزها برام عوض شده دیگه بلدم تنهایی لذت ببرم حتی قدر بودن افتاب گرم رو روی پوستم می دونم این رو از مردم اینجا یاد گرفتم اول ها فکر می کردم وا برای چی این ها توی افتاب دراز می کشند اما الان می بینم که چقدر این کار حیات بخش و ارام بخش خدا می دونه که چقدر ارامش به روح و روان ادم تزریق می شه توی اب و هوای اینجا و مناظرش که همیشه خدا سبزه گرچه که زمستانشم یه جوری قشنگه خلاصه اینکه ارومم و راضی راضی هستم که از اون جا امدم بیرون و راضی ام که اینجا هستم دهکده کوچکمون رو دوست دارم مردمم دوست دارم یاد گرفتم که کسی نباید توی دست و پای من بپیچه یاد گرفتم که می شه تنهایی هم از خیلی چیزها لذت برد یاد گرفتم هر کسی رو که می بینم بهش لبخند بزنم و یاد گرفتم که دوست هام رو وقتی می بینم بغل کنم به جای اینکه مثل سرزمین مادری روی هوا باهاشون روبوسی کنم اینجا از وجود تمدن های مختلف کنار هم لذت می برم ادم های مختلفی رو می بینی که خیلی هاشون برات عجیبن ولی همه کنار هم زندگی می کنند اینجا مدرسه می رند و همه با هم مساوی هستند و می تونه از یه حداقل خوب لذت ببرند امروز توی راه که می رفتم سر کار شدیدا به این چیزها فکر می کردم و فکر می کردم که همین ها هم خودش خیلی هستش و نعمت های خوبی که باید قدرش رو دونست اینجا هم هموطنان زیادی هستند که حتی حضورشون اذیتت می کنه و این که می فهمی که ما هر چیزی رو هم که داشته باشیم بازم باید ناله به راه باشه برام جالبه اینجا کسانی رو می شناسم که فقط مثلا دو سال کار کردند و حالا چه می دونم مریض شدند یا خودشون نخواستن کار کنن و دارن حقوق می گیرن در حالی که یه سوئدی باید ۴۰ سال کار کنه تا بازنشسته بشه در حالیکه این هموطنان عزیز حقوق بازنشستگی و یا حقوق بیکاری می گیرند یه بند ناله می کنند که ای بابا این هم شد زندگی اصلا بد شده مزایا کم شده بعضی موقع ها فکر می کنم که تو اصلا کار کردی که حرص اش رو می زنی مالیات که نمی دهی یعنی دوست نداری بدی و با مالیات این مردم بچه هات درس خوندند و بهترین شرایط رو دارند تو بهترین کشورهای دنیا بازم می شینی می گی که اخ اخ سرزمین مادری خیلی خوب بود ای بابا خوب برگرد همون جا خلاصه این که این رو هم فهمیدم که تنهایی خیلی بهتر از داشتن همنشینی هستش که حتی زندگی تو اینجا با تمام امکاناتش هم عوضش نکرده و تنها چیزی که به تو تزریق می کنه ناامیدی هست اونم با درصد خیلی بالا امروز به خودم نهیب زدم که با تمام مشکلاتی که داری سرت رو بالا بگیر و خدا رو شکر کن شکر کن که اینجایی شکر کن که خیلی چیزها رو مجبور نیستی ببینی شکر کن که صدای بعضی ها رو نمی شنوی و شکر کن که اینجا یه سرزمین اروم که می خواهد با مهربونی ارامش بچه گی ات رو بهت برگردونه و از تو چیزی بسازه که متکی به خود باشه بهت یاد بده با یه لیوان اب میوه هم می شه خوش بود می شه نشست و نگاه کرد و لذت برد و این خیلی چیز مهمی هستش برای یاد گرفتن خدا رو شکر به هر حال من خیلی از این که اینجا هستم خوشحالم با وجود تمام مشکلاتی که دارم که سعی می کنم کمترشون کنم بازم فکر می کنم حضور من و وجود من در اینجا درست ترین کاری بود که توی تمام عمرم انجام دادم خوش باشین می خواستم یه چیز دیگه بنویسم ولی حالا این به نظرم خیلی به حس های این روزهام نزدیکتره سعی می کنم قدر شرایط رو بدونم