من هم ای بد نیستم یه ۲ هفته ای تعطیل بودم البته همه اش به فعالیت های مثبتی چون خواب و وب گردی و سریال بینی گذشت به سلامتی یه خطم درس نخوندم خوب ولش کنین راستش این حرف ها اینقدر تو سرم دور زده که احساس می کنم اگر نزنم می ترکم خانواده های ایرانی اینجا رو که می بینم و بچه ها رو و حرف هاشون رو می شنوم سرم گیج می ره نمی دونم به کی ظلم شده به ما به اون ها یا به هر جفتمون یه خانواده با ۳ تا فرزند اولی دندان پزشکه انگلیس کار می کنه دومی دارو سازه اونم انگلیس کار می کنه سومی بیومولکول می خونه اگه اشتباه نکنم ناراضی نیستند ولی خوب احساس می کنند بهای سنگینی پرداخت کردند اما واقعا کی بهای سنگینی پرداخت کرد من یا اونا من که تو بدترین شرایط مدرسه رفتم اینقدر بهم گیر دادن که از مدرسه متنفر بودم اینقدر مدیر و ناظم مدرسه جاسوس این ور و ان ور گذاشته بودند که جرات نداشتیم با هم حرف بزنیم هیچ وقت حس خوبی از زن بودنم نداشتم همیشه زیر مانتو های گشاد مقنعه های چادری کفش های بدون بند وای چقدر متنفرم بعدشم دانشگاه یک سال دو سال پشت کنکور رشته مورد علاقه ات مهم نیست کار تو چیه بعدم انگار زندانی ام هیچ جا نمی تونم برم نمی دونم چی بگم فقط می تونم بگم خیلی چیزها رو از دست دادم من وسط زندگی خودم زجر کشیدم هیچ کسم حمایتمون نکرد اما این ها همه اینجا حمایت شدند الان بچه ها گذرنامه هایی دارند که باهاش تمام دنیا رو سفر می کنند بعدش وقتی این ها می گن می خواهیم برگردیم ایران و اینجا بده به خودم فکر می کنم و موقعیت که سال ها پیش باید به دست می آوردم به خودم که درس خوندن رو خیلی دوست داشتم به دوستام که هر کدوم یه جای دنیا سرگردونند به این همه حجمی که هر سال داره از مملکت من خارج می شه و یک سومش هم بر نمی گرده به این که چقدر با این هویت من زجر می کشم به این که در تمام کشورهای دنیا به روم بسته است به این که من هیچ گناهی ندارم به این که نصف عمرم رفته و من هنوز دارم می دوم که به استقرار برسم به این که اینچا بچه تنبلشون که به زور درس خونده به قول مادرش داره اکسفورد درس می خونه به این که برای بچه های اینها دردهای من مسخره است به این که اینها هیچ کدومشون از ترس کنکور بی خواب و خوراک نشدند به این که هیچ وقت برای کارشون نگرانی نداشتند به این که اینها درس می خونند و کمک می گیرند به این که همه جای دنیا می پذیرنشون و به این که به نظر من حق ندارند غر بزنند یک بند چک آپ می شوند و به محض کوچک ترین ناراحتی توی بیمارستان بستری می شوند به این که هیچ کدومشون مثل من پدرشون رو در اثر خطای اورژانس از دست نمی دهند و اینکه حتی می تونن با مراقبت ها و پیگیری هاشون سرطان رو مداوا کنن و به این چقدر من و امثال من گناه کردیم که انجا به دنیا آمدیم شاید اشتباه می کنم ولی بچه من باید همیشه ممنون باشه و اگر بخواد از این مسخره بازی ها در بیاره مطمئنا می فرستمش همون جا زندگی کنه این هم از وقتی امدم بیرون فهمیدم که هموطن های من همه جای دنیا ناراضی هستند ولی خوب این شرایط خوب رو هم نمی خواهند از دست بدهند به چشمشون اصلا این شرایط خوب نیست بلکه اینها خیلی زجر کشیدند و حاضرند همین الان برگردند ایران خدا همه رو نجات بده خدا همه رو نجات بده