تبليغاتX
روزهای توت فرنگی - مهاجر کانادا
دو روز پیش فیلم راز رو دیدیم این فیلم حس های یخ زده رو من دوباره زنده کرد انگار یه جوری من رو به خودم برگردوند من دقیقا همین جوری بودم اینقدر این حس خواستن توی من قوی بود که وقتی به چیزی که می خواستم فکر می کردم توی قلبم احساس فشار می کردم و این انرژی اش اینقدر هستش که حتی می تونه گرما تولید کنه من وقتی دختر خونه بودم تقریبا ۱۶ تا ۲۰ ساله یا قبل از ازدواجم هر چیزی که می گفتم اتفاق می افتاد اینقدر به خودم اعتقاد و اعتماد داشتم که حد و نهایت نداشت و خدا رو شکر هر چیزی که می خواستم کف دستم بود اینقدر احساس آرامش و خوشبختی می کردم و از هر چیز کوچیکی خوشحال می شدم و آروم بودم که نهایت نداشت الان دوباره احساس می کنم این حس ها همه اش داره به من برمی گرده و چقدر من حضور این حس آشنا رو دوست دارم من دارم می رم دوباره به سمت یه هدف و مقصد جدید و این دفعه با این حس خوش بینی ام همه چیز درست می شه مطئنم بیاین با هم این راه بریم  به همه چیز مثبت نگاه کنید من چقدر احساس خوشبختی می کردم از چیزهای فوق العاده کوچولو یه چیزی مثل وزش یه نسیم یا حضور مردم توی خیابون موقع غروب های پاییز خیلی خوشبخت بودم شادیهام دلایل بزرگ نمی خواستم خانواده ام هیچ وقت دنبال حرف و دردسر نبودند ولی خوب وقتی ازدواج کردم افتادم وسط یه عالمه چیز منفی البته منظور همسر گرامی بابایی مهربانم نیست ها یه سری افکار منفی اومدن توی ذهنم و شادابی یادم رفت اصلا قدرتم رو فراموش کردم شاید دلیل اینکه من اینقدر از ایران بیرون امدنم طول کشید همین حس های منفی بود خوب حالا شکر خدا اینجا سوئد من دوباره دارم خودم می شم و این خیلی لذت بخش گرچه که سخته خودتو را از تارهای عنکبوت حس های منفی جدا کنی ولی این دنیا چر از خوشبختی و از این به بعد من می خواهم فقط سهمم خوشبختی اش باشه همون جوری که قبلا بهش معتقد بودم حالا با همه شرایط منفی می جنگم این جا از استرس های ایران هیچ خبری نیست اینجا آرامش هست و من دارم برمی گردم از حالا شروع می کنم به نوشتن تا آخرش هم راه چندانی نیست با من باشید و ببینید اون بالایی به اضافه امید خودتون معجزه خلق می کنه و من می نویسم تا روزی که برسم به انجا اون وقت شما هم رویاهاتون رو بچسبید تا بهشون برسید و معجزه عشق و خواستن رو می بینید خوشبختی به دست آوردنش آسونه فقط امید می خواهد بدون حتی یه کلمه حرف منفی هر وقت حرف نمی شه نمی تونی توی ذهنتون امد یه کاری بکنید که حس خوشبختی و خوشی تون برگرده مثلا یه موزیک گوش بدهید توی رویای اون چیزی که دوست دارید غرق بشوید و حس کنید که خیلی خوشبختید فکر منفی اگر حتی یه دفعه بیاد بالا تمام انرژی تون رو خنثی می کنه بهش اجازه ندید شما یه چیزی رو انتخاب کنید یه نشونه ازش جلوتون بگذارید و ازش لذت ببرید برید مدام بهش نگاه کنید و برای داشتنش لذت ببرید شاید بهتره بگم بیان برگردیم به بچه گی هامون خوش باشیم دوباره باور کنید همه چیز ممکنه کاملا ممکن شما یه چیزی رو انتخاب کنید راهش خودش می یاد طرفتون فقط کافیه که دوستش داشته باشین و آرزوتون کنار نگذارید با هم شروع می کنیم نفس عمیق بکشید ۱ و ۲ و ۳ بیاین بدوییم طرف آرزوهامون من هم به آرزوم می رسم به همین زودی و وقتی براتون نوشتم مطمئنم خیلی ها دیگه هم می نویسن برام که به آرزشون رسیدن شاید هم یه روزی یه انجمن راه انداختیم فکرش هم لذت بخش دنیا می تونه پر از خوشبختی باشه فقط کافیه که بخواهین توی فیلم راز می گفت دنیا مثل یک کاتالوگ شما می تونی هر چی می خواهی از توش انتخاب کنی پس بدوین تا چیزهای خوب تموم نشده شما اول خوب هاش رو بردارید   البته این خوشبختی برای همه هست تموم هم نمی شه چون همه یه چیز رو نمی خوان که آخرین حرفم رو هم می زنم و تمام یه دیالوگ جالبه دیگه این بود که دنیای اطراف شما مثل جینی علاالدین می مونه یادتون می گفت سرورم آرزو کنید تا برآورده کنم پس آرزو کنید تا براورد بشه

 your wish is my command

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 17:4  توسط ساغر  |