چه بوی غم انگیزی گرفته این وبلاگ این ساغر خانم تنبل هم که نمی یاد آپ کنه و به به سیل مشتاقان رو ببین
خوب خودم می دونم که تنبل شدم
و دیگه تند و تند آپ نمی کنم نه اینکه خبری نیست ها خیلی خبرها شده ولی چه کار کنم بابایی جونی گفتن تا وصول کامل خبر حق ندارم مثل همیشه بوق دستم بگیرم و هار هار راه بندازم خوب بگذار ببینم برف اومده اونم چه برف قشنگی راستی یه خبر خوب من چشمامو عمل کردم عینکم رو برداشتم ![]()
الان اینجوری شدم یه عینک دیگه گذاشتن روی صورتم تا چشمم خوب بشه می دونم که مثلا نباید پای کامپیوتر بنشینم ولی خوب چه کار کنم دیدم اوضاع وبلاگ جانم خیلی غم انگیز شده
منو دکتر هاشمی عمل کرد توی کلینیک نور برای کسانی که عینک می زنند و می ترسند عمل کنند بگم که اگر که لیزیک باشه واقعا عمل راحتی هستش عمل من ۶ دقیقه جمعا طول کشید قبل از عمل من و بابایی جونی که توی اتاق انتظار نشسته بودیم یه پسره بود یه چشمشو عمل کرده بود یکی دیگه اش رو نشده بود عمل کنند می گفت که اینقدر درد داره ![]()
و گوشه پلک آدم رو باز مي كنند كه انگار مي خواد پلكت پاره بشه![]()
بعدشم آقاي دكتر خيلي بد اخلاقه كه نمي شه باهاش حرف زد![]()
خلاصه حال من ترسو خراب شد
و هي مي گفتم واي حالا اگه يه چشممو عمل كنه يكي شو نكنه چي مي شه هي بابايي بي نوا مي گفت عزيز دلم نترس عملت مي كنه نازي پيشي
ولي من هي با خودم غر مي زدم تا اينكه رفتيم يك غذاي خوشمزه به معده جان عزيزم خورانديم و يه كمي گشتيم من يه خورده آروم شدم و ديدم همه مثل بچه آدم مي يان بيرون هيچ كس هم اخم نكرده همه خوشحال با سري افراشته و بدون عينك من كه رفتم تو اولش ترسيدم بعد ديدم يه دختره رفت و آمد هيچ جيغ و داد هم نكرد
بعد هم منتظر معاينه بعد از عمل نشست خلاصه منو هم صدا كردند بعد دكتر هاشمي كه بسيار هم مرد مهرباني هستش گفت![]()
به به ساغر خانم هم اومد حالتون خوبه خانم منم خيلي پررو گفتم بله ممنون شما خوبين ؟ خلاصه دكتر گفت به چشمك زن قرمز بالاي سرت نگاه كن بعد يه انبر كوچولو گذاشت و يه عدسي رو چشمم و با ليزر لايه رو برداشت نه دردي نه چيزي بعدم اون چشم و بعد هم تمام من سر افراشته اومدم بيرون واي من مي بينم ولي همه چيز رو طوسي مي ديدم خلاصه سر بابايي بي نوا ۵ و ۶ بار اومد توي در ورودي اتاق عمل تا ببينه من هستم فرار نكردم كه ديد به به ساغر خانم نشسته طبق معمول داره مي خنده با بغل دستيش و حرف مي زنه خلاصه اين بود ماجراي عمل من جالب بود بر مي گردم راستي اون پسره رو هم بعد از من فرستادند يك آي آي كرد كه انگار چه خبر بود خوب شد بعد از اون عملم نكردند